Close
(0) اقلام سبد
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
دسته بندی ها
    Filters
    اطلاعات تماس
    جستجو

    سوال شماره دو - همسرم همیشه خونه پدرش هست

    با سلام و خسته نباشید
    من مدت 3 سال هست که ازدواج کرده ام و چون همسرم تک فرزند هستند، ما تصمیم گرفتیم برای اینکه به پدر و مادرشون نزدیک باشیم، آپارتمانی توی همون ساختمان بخریم، اما همسرم از روز اول ازدواج همه ش خونه پدرشون هستن و حتی تو خونه خودمون آشپزی هم نمیکنن و برای من هم از خونه پدرشون غذا میاره، با اینکه بارها صحبت کردم که دوست دارم خونه خودمون هم باشی باز راه خودشو میره.
    مشکل اونجا حادتر ميشه که الان که خدا بهمون یه پسر داده که الان چهار ماهش هم هست ديگه برای خوابیدن هم که قبلا ميومد، ديگه نمياد.
    یعنی از روزی که پسرمون به دنیا اومده من کلا تو خونه تنهام، حتی خانواده من هم که میان سر بزنن هر روز به یه بهانه اونا رو هم میبره اونجا. مثلا بچه اونجا خوابه، با پدر و مادرشون هم صحبت کردم ولی باز خانمم هیچ فرقی نمیکنه.

    پاسخ

    وضعیتی رو که تشریح کردید وضعیت خوبی نیست و قابل درک هست که شما تحت چه فشاری هستید ولی آنچه که اکنون خیلی مهم هست نحوه رفتار و واکنشی هست که باید داشته باشید
    طبیعی هست فاکتور مهم ایجاد یک گفتگوی همدلانه فارغ از سرزنش کردن ایشان و بیان نگرانی و دلتنگی تان نسبت به ایشان و داشتن حس و حال خرابتان در غیاب او از جمله نکات کلیدی این گفتگو هست.
    سعی کنید حساسیت احساسات همسرتون رو بر انگیزید نه رفتارهای منطقی او رو.
    من احتمال میدم در بیان علل نگرانیتون بر روی وظایف رفتاری او تاکید کردید در حالی که تاکید بر روی وظایف یه زن خیلی نمیتونه در او تاثیر زیادی داشته باشه همانطوری که احتمالا بهش گفتید دوست دارید ظهر غذای گرم بخورید و او هم خونه باباش درست کرده و برات آورده و از منظر خودش نیاز تو رو رفع کرده.
    پس گفتن برخی وظایف زن در او اون حساسیت رو که برای شما مهمه ایجاد نخواهد کرد. پس بهش نگید چرا نمیاد خونه خودش و غذا نمیپزه و چرا خونه تمیز نیست و چرا نمیشینی سر خونه زندگیت و از این حرفها.
    بلکه بر روی احساسات بینتون سرمایه گذاری کنید.
    مثلا به همسرتان بگید خیلی دلتنگش هستید خیلی دلتون میخواد اونو در آغوش بگیرید خیلی دلتون میخواست الان کنارت بود و باهاش حرف میزدی خیلی دلت میخواست دو تایی با هم خلوت میکردید و از فرصت با هم بودن برای تحکیم رابطه تون استفاده میکردید و خیلی دلتون میخواست میتونستید راحت بهش ابراز علاقه کنید و خیلی دلت میخواست لباس های زیبا برات بپوشه و تو هم تمجیدش میکردی و از این حرفا.
    اما الانم چون دوستش دارید و براتون مهمه و نمیخواهید احساس کنه به خواسته هاش نرسیده و نمیخواهید  تحت فشارش قرار بدید دارید با خودتون میجنگید که به نبودنش عادت کنید و به زندگی مجردی خودتون رو وفق بدید تا همسرتون آسیب نبینه و بهش بگید نمیدونید آخرش چی میشه و همه ش فکر میکنید شاید عشقتون کمرنگ بشه.
    در واقع همسرشما اینجا با این ادبیاتی که دارید باهاش بکار میبرید متوجه خواهد شد که این رفتارش داره چه ضرری بهش میزنه.
    اگر این رفتارها نتیجه نداد حتما به یک مشاور مراجعه کنید چرا که نیازمند بررسی دقیق علت این رفتار همسرتون هست.

    منبع : مرکز آموزش و مشاوره بهارنکو

    انصراف از نظر