دسته بندی ها
    Filters
    اطلاعات تماس
    جستجو

    چگونه از نگرانی رهایی یابیم؟ (قسمت دوم)

    در قسمت قبل در مورد این موضوع صحبت کردیم که نگرانی چی هست و چه آسیب هایی ممکنه به ما وارد کنه و در ادامه به ۱۲ راهکار غیر مؤثر که می تونه نگرانی ما رو بیشتر کنه اشاره کردیم. گفتیم که نگرانی های ما جنبه های مختلفی از شخصیتمون رو به نمایش می گذارن؛ میل به کامل بودن، ترس از تنهایی و رها شدن، نیاز به تأیید و تصدیق، این باور که همه چیز باید تحت کنترل ما باشه و ترس از کنترل شدن از سوی دیگران، نمونه هایی هستن که باعث نگرانی بیشتر ما می شن. امروز می خواهیم مبحث اقدامات مؤثر و عملی در هنگام مواجهه با نگرانی رو شروع کنیم؛

    اقدام شماره 1
    نگرانی های سودمند و غیرسودمند رو بشناسیم و از هم تفکیک کنیم.
    نگرانی سودمند به نگرانی گفته می شه که به ما در حل مسئله کمک می کنه، در ضمن ما  می تونیم در موردش اقداماتی هم انجام بدیم. مثل اینکه نگران باشیم که اگر در ایام عید بدون حساب و کتاب خرج کنیم به احتمال زیاد خیلی زود پس اندازمون تموم می شه و با مشکل مواجه می شیم این یک نگرانی مفید هست و باعث می شه حساب شده تر عمل کنیم تا احیانا مشکلی پیش نیاد ولی نگرانی در مورد اینکه به سفر نریم چون ممکنه تصادف کنیم و یا بچه ها مریض بشن یک نگرانی غیر سودمند هست، چون از حوزه اختیار ما خارج میشه و‌ کار خاصی هم نمی تونیم براش انجام بدیم. درگیر کردن ذهن با سؤالات بی جواب هم باعث ایجاد نگرانی غیرسودمند در ما می شه. سؤالاتی که معمولا با «چرا» شروع می شه؛ مثل اینکه بگیم «چرا شانس ندارم؟» یا «چرا زندگی تا این حد با من غیرمنصفانه برخورد می کنه؟» یا «چرا این اتفاق برای من افتاد؟» و ...
    بهترین ‌راهکار در مواجهه با این دسته سؤالات جایگزینی کلمه «چگونه» به جای « چرا» هست. ما با این کار مشکل رو به مسئله تبدیل می کنیم و دنبال راه حل های ممکن می گردیم و اگر دیدیم کار خاصی نمی شه انجام داد متوجه می شیم که نگرانی ما غیرسودمند هست، چون از حوزه اختیار ما خارج میشه و بهتره از فکرش بیرون بیاییم.

    اقدام شماره 2 
    حقیقت رو بپذیریم و‌ برای تغییر کردن متعهد بشیم؛
    یکی از اشتباهات رایجی که بسیاری از ما مرتکب می شیم اینه که تصور می کنیم نگرانی از ما حمایت می کنه و یا اینکه نگران نبودن به معنای مسؤلانه عمل نکردنه! و از این دست فکرها.
    حالا یک سؤال؟ پذیرفتن حقیقت یعنی چی؟
    پذیرفتن حقیقت به معنای دریافت کردن اون چیزهایی هست که در اینجا و در لحظه وجود داره، نه اینکه چه اتفاقاتی ممکنه در آینده بیفته! بنابراین بهتره به جای درگیر کردن ذهنمون با این موضوعات انحرافی یک مقدار منطقی تر با موضوع برخورد کنیم.
    یکی از کارهایی که به ما کمک می کنه با مسئله کنار بیاییم اینه که روی موضوع به صورت خاص متمرکز بشیم؛ مثلا به جای اینکه بگیم:«من یه آدم بازنده هستم» بگیم: «من توی این کار ضعیف عمل کردم و می بایست جبران کنم». این کار به جای اینکه ما رو بندازه توی ‌چرخه افسردگی به ما کمک می کنه با موضوع کنار بیاییم و با پیدا کردن راه حل های ممکن اعتماد به نفسمون رو ببریم بالا.
    کار دیگری که بهمون کمک می کنه با موضوع کنار بیاییم اینه که به جای کنترل کردن تجربه یا نگرانی در مورد آینده، با اون تجربه باقی بمونیم و بیشتر نقش یک ناظر رو به خودمون بدیم که هیچ‌ قضاوت خاصی هم نمی کنه و فقط ناظر هست!

    تمرین بعدی یک مقدار عمق بیشتری داره، اینه که فرض کنیم ناپدید شدید و فقط به موضوع ( ه اتفاقا کاری هم نمی تونیم براش انجام بدیم) نگاه می کنیم! باید تصور کنیم یک روز جدید شروع شده، همه به کارشون مشغولند، مایی هم دیگه وجود نداره و در واقع ما حکم یک روح رو داریم که از بالا همه چیز رو می بینه! مسلما در این شرایط نظر دیگران راجع به ما دیگه اهمیتی نداره! و اون موقع هست که پذیرش موضوع برامون آسون تر می شه.
    ان شاء الله در قسمت بعد بقیه راهکارها رو دنبال خواهیم کرد...
    ادامه دارد...

    منبع : مرکز آموزش و مشاوره بهارنکو

    انصراف از نظر